شير تو شير يا خر تو خر

مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن
منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن
شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن
معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام
پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم
پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده
منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه
شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت
معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق
پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد
مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت .......

24 ساعت زندگى خانم ها

بازم شرمنده اما حقايق رو بايد گفت.......


5صبح: ديدن روياي شاهزاده سوار بر اسب در خواب…..

6 صبح: در اثر شکست عشقي که در خواب از طرف شاهزاده مي خوره از خواب مي پره .

۷صبح: شروع مي کنه به آماده شدن . آخه ساعت 12 ظهر کلاس داره!!!!!!!!

8 صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علي رغم 18 کيلو اضافه وزن) شروع مي کنه به

جمع آوري وسايل مورد نياز: جوراب و مانتو و کيف و لوازم آرايش و لوازم آرايش و لوازم

آرايش و لوازم آرايش و…

9صبح: آغاز عمليات حساس زير سازي بر روي صورت (جهت آرايش)

10 صبح: عمليات زيرسازي و صافکاري و نقاشي همچنان با جديت ادامه دارد .

11 صبح: عمليات آرايش و نقاشي و لنز کاري و فيشيل و فوشول با موفقيت به پايان مي

رسد و پس از اينکه دختر خودش رو به مدت نيم ساعت از زواياي مختلف در آيينه بررسي

کرد و مامان جون 19 تا عکس از زواياي مختلف ازش گرفت، به اميد خدا به سمت دانشگاه ميره .

12 ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس ميشه تا يه جاي خوب برا خودش بگيره .

( جاي خوب تعابير مختلفي داره . مثلا صندلي بغل دستي پولدارترين پسر دانشگاه - صندلي فيس تو فيس با

استاد: در صورتي که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و … )

1 ظهر: وسط کلاس موبايل دختر مي زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج ميشه تا جواب

منيژه جون رو بده. و منيژه جون بعد از 1.5 ساعت که قضيه خاستگاري ديشبش رو + قضيه

شکست عشقي دوست مشترکشون رو براش تعريف کرد گوشي رو قطع مي کنه. اما ديگه

کلاس تموم شده .

2 ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از يکي از پسراي کلاس جزوه بگيره. توجه داشته

 باشين دختر نبايد از دخترا جزوه بگيره. آخه جزوه دخترا کامل نيست!!!!!!!!!!!

3 ظهر: دختر همچنان در جستجوي کيس مناسب جهت دريافت جزوه!!!!!

4عصر: دختر نا اميد در حرکت به سمت خانه.

5 عصر: يکدفعه ماشين همون پسر پولداره که جزوه هاشم خيلي کامله جلوي پاي دختره

ترمز مي کنه و ازش مي خواد که برسونتش.

6 عصر: دختر به همراه شاهزاده روياهاش در کافي شاپ گل زنبق!!! ميز دوم. به صرف

 سيرابي گلاسه.

7 عصر: دختر ديگه بايد بره خونه و پسر تا دم خونه مي رسونتش.

8غروب: دختر در حال پياده شدن از ماشين اون پسره: راستي ببخشيد جزوه تون کامله؟؟؟

 امروز انقدر از عشق سخن گفتي مجالي براي تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر ميگيره.

همون موقع که از ماشین پیاده میشه اس ام اس خبر دوستیش با پسره رو سند تو ال میکنه واسه رفقاش تا چششون دراد!  

9 شب: دختر در حال چيدن ميز شام در خانه سه تا ظرف چيني گل سرخي جهيزيه

مامانش رو ميشکونه (از عواقب عاشقي)

10شب: دختر در حال تفکر به اينکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟؟!!؟!؟!؟!؟!

2شب: دختر داره خواب ميبينه رفته ماه عسل.

5 صبح: دختره بيدار ميشه و ميبينه اون پسره sms داده که: براي نامزدم کلي از تو تعريف

 کردم. خيلي دوست داره امروز با من بياد دانشگاه ببينتت!!! و امروز دختر بايد کمي زودتر به 

دانشگاه برود. شايد جاي مناسب تري در کلاس نصيبش شد!!!!!!!!!!!!


خانم ها مثل .....

با عرض معضرت از خانم ها .......

۱-خانمها مثل رادیو هستند..... هر چی میخوان میگن ولی هر چی بگی نمی شنوند

۲-  خامنها مثل چسب دوقلو هستند.....اگه دستشان با گوشی تلفن مخلوط شد دیگه باید سیم تلفن را برید

۳-  خانمها مثل رعدوبرق هستند ..... اول برق چشماشون میرسه بعد رعد صداشون

۴-  خانمها مثل لیمو شیرین هستند..... اول شیرین هستند ولی بعد تلخ میشن

۵-  خانمها مثل گچ هستند ..... اگه چند دقیقه مدارا کنید چنان سفت و سخت میشن که دیگه حالتی نمی گیرند.

۶-  خانمها مثل کنتور برق هستند..... هر چند سال یکبار عدد سنشون صفر میشه

۷-  چرا خانمها نمی توانند نقشه بخوانند؟ ..... برای اینکه فقط ذهن مرد هستش که میتونه تجسم و درک کنه که یک کیلومتر با یک سانتی متر نشون داده شده

۸-  خانمها مثل اینترنت هستند.... از هر موضوعی بک فایل اطلاعاتی دارند

۹- خانمها مثل فلزیاب هستند ..... از نزدیک طلافروشی که رد میشن عکس العمل نشان میدن

۱۰-  خانمها مثل موبایل هستند هر موقع کار مهم دارید در دسترس نیستند

دوستی و صمیمیت

چقدر دیر متوجه می شویم که زندگی یعنی همان ساعات و دقایقی که با نهایت شتابزدگی و بی حوصلگی سپری شدن آن را انتظار می کشیدیم.

اصلا چرا باید با یک دختر یا پسر دوست بشیم؟

این سوال خوبیه, شما تاحالا n تا دوست دختر یا پسر عوض کردین و از زندگی راضی هستین و با دوستای همجنس خودتون هم کلی حال میکنین پس چرا باید (ظاهرا) بیدلیل با یه غیر همجنس دوست بود؟ من میتونم 1000 تا دلیل بیارم که دوستی صرف با یه غیر همجنس از رابطه جنسی با هزارتاشون میتونه جذاب تر باشه, میگین نه؟ نگاه کنید! 

1 - آشنایی با یه دنیای جدید : نوع نگاه یه غیر همجنس به دنیا با نگاه شما کاملا متفاوته. دخترها (یا پسرها) چیزهایی رو میبینن که شما یا نمی بینید و یا اگه میبینید, متوجه نمیشید! نکته منفی اینه که دخترها به هیچ وجه چیزهایی رو که میبینند رو با غیر از دوستان خودشون در میون نمیزارن و اینها رو جزو اسرار حرفه ای خودشون نگه میدارن. تنها راهی که میشه از درون ذهن یه دختر سر درآورد و دنیا رو از دید اون دید, دوست بودن با اونه! هزاران نکته جالب وجود داره که یه دختر میدونه و به پسرها نمیگه! مثلا اینکه دخترها وقتی اولین بار پسری رو میبینن اول به کفشهاش نگاه میکنن و یا اینکه دخترها از چه مدل مویی در پسرها خوششون میاد و ... خلاصه درک کردن دخترها و شناخت اونا رازیه که تو هیچ کتابی نوشته نشده و فقط از طریق دوستی با یکی از اونها به دست میاد. 

2 - مشاوره بدون قصد و غرض : پسرها در بعضی از موارد نیاز به راهنمایی و مشاوره با یک دختر دارند. تو این شرایط به حرف دوستان پسر خودشونو هم که اصلا گوش نمیدن, چون یا فکر میکنن که بقیه پسرها دارن از روی قصدی حرفشونو میزنن یا نه ، اصلا راهنمایی اونا به دردشون نمیخوره و اونی هم که داره راهنمایی میکونه یکیه مثل خودش ! تو این موارد یه دوست مونث لازمه تا به داد شما برسه و بهتون مشاوره بده و در موارد ضروری هم یکی بزنه تو سرتون تا چشماتون باز شه و ببینید دارین تو چه چاهی می افتین!

3 - چشمه محبت : خاصیت خیلی خوبی که دخترها دارن و پسرها اصلا ندارن یا خیلی کم دارن , دلسوزی و محبت بدون چشمداشته (فقط نسبت به دوستانشون)! شما مثلا میتونید به دوست مونث تون زنگ بزنید و بگین که میخواین برین و لباس بخرین (از نوع دختر کش) و احتیاج به راهنمایی دارین, اون بیچاره هم از صبح تا شب دنبال شما اینور اونور میاد تا شما خوش تیپ بشین! -- (البته بعضی پسرها هم در انتخاب لباس دخترونه شاهکارن, دخترها هم از راهنمایی پسرها غافل نشن!)

4 - مامور مخفی یا کمک غیر مستقیم : فرض کنید یه دختر یا پسری هست که شما شماره تلفونش یا آدرسش یا هر چیز دیگشو لازم دارین. اگه از هر راهی رفتین و تیرتون به سنگ خورد, دوست مونث (مذکر) شما میتونه کمکتون کنه! چون یا از طریق یک یا دو واسطه میتونه اطلاعات لازم رو کسب کنه و یا اینکه به عنوان جاسوس نفوذی به سوژه شما نزدیک بشه! دختری که ممکنه به هیچ پسری شماره نده, دلیلی نداره به یه دختر که همین امروز هم باهاش آشنا شده شماره نده!!!! 

5 - صرفه جویی : پسرا این حرف منو قبول دارن که آشنا شدن با یه دختر جدید احتیاج به صرف وقت, انرژی و معمولا پول زیادی داره و تا رسیدن به مرحله دوستی وقت زیادی میبره... اما دوست مونث شما دوستان دختر بسیار خوبی داره که اولا شما رو تقریبا میشناسن, چون دوستتون در مورد شما قبلا باهاشون حرف زده. ثانیا بهتون اعتماد دارن, چون میدونن که شما معنی دوستی رو میدونید. ثالثا همشون دلشون میخواد شما رو ببینن و با شما آشنا بشن!!!

6 - کمک اضطراری : فرض کنید که یکی از دوست پسر یا دوست دختر شما, شمارو توی یک مشکلی گذاشته! شما دارین به زمین و زمان بد و بیراه میگین و عصبانی هستین! خوب, میتونید به دوستتون زنگ بزنین, اون بیچاره هم کمکتون میکنه تا مشکلتون رفع بشه! 

مهم .ببینید, رابطه بین دختر و پسر, چیزی نیست که از اول بشه پیش بینی کرد آخرش به کجا ختم میشه. شما دارین با کسی دوست میشین که ممکنه چیز زیادی ازش ندونین. تقریبا هیچ دختر و پسری در ابتدای آشنایی, شخصیت اصلی خودشونو رو نمیکنن و فقط گذشت زمانه که واقعیت آدمها رو نشون میده (مثلا خود شما اول آشنایتون خیلی مودب نبودین؟). حتی این روزا با پیشرفت لوازم آرایشی, در مورد قیافه آدمها هم زود نمیشه قضاوت کرد و مثلا خیلی از چشمهای آبی یا سبزی که میبینید, قهوه ای از آب درمیان. پس اینکه چکار کنی تصمیمیه که فقط خودت برای خودت میگیری.



خب . حالا اگه تصمیم دارین که دوستی برای خودتون پیدا کنید باید بدونین که چه کاری و چطور انجام بدیم !

اما خیلی هامون شاید بگیم : نمیشه !

چرا؟ ؟‌ ؟

سلام 

اين مطلي رو تو يه وبلاگ ديدم به نظرم جالب بود كپى كردم تو كامپيوترم.الان ميخام بذارم تو وبلاگ خودم اما منبعش يادم رفته ببخشد اگه يادم اومد مينويسم.

 چرا؟ (WHY?)

دوست من «جان فوپ» وقتي متولد شد دست نداشت ولي هيچ وقت از خودش سوال نكرد:«چرا من دست ندارم؟»  بلكه پرسيد: «با پاهايم چه كاري مي توانم انجام دهم؟»

  و من هنگامي كه ديدم او با استفاده از پاهايش با چوبهاي غذا خوري ژاپني مي تواند غذا بخورد؛ با خود گفتم: «او هر كاري را مي تواند انجام دهد».
هنگامي كه بلايي به سرمان مي آيد؛ يا همه چيزمان را از دست مي دهيم؛ يا كسي كه عاشقمان بوده ما را ترك مي كند؛ اغلب ما 
از خودمان مي پرسيم:

«چرا؟» 
«چرا من؟»

«چرا حالا؟»

«چرا او مرا سرگشته و تنها رها كرد؟»
سؤالاتي كه با  «چرا» شروع مي شوند؛ ممكن است ما را به يك چرخة بي حاصل بيندازند.
اغلب جوابي براي اين "چرا" ها وجود ندارد و يا اگر هم جوابي وجود داشته باشد؛اهميتي ندارد.
افراد موفق سؤالاتي از خود مي پرسند كه با «چه»  شروع مي شوند:
«چه چيزي از اين پيشامد آموختم؟»
«چه كاري بايد در برخورد با اين پيشامد بكنم؟»
و هنگامي كه پيشامد واقعاً فاجعه آميز است؛ از خود مي پرسند: «چه كاري طي  24ساعت آينده مي توانم بكنم تا اوضاع كمي بهتر شود؟»

در يک کلام:

افراد خوشبخت هيچوقت نگران نيستند كه آيا زندگي بر «وفق مراد» هست يا نه.

 

اينها از آنچه كه دارند بيشترين استفاده را مي كنند و آنچه كه از دستشان بر مي آيد انجام مي دهند. و اگر زندگي بر وفق مراد نبود، خيلي مهم نيست كه «چرا؟»

سخن بزرگان

"درون ما با تمام جزئیات ، از نگاه تیزبین اهل خرد پنهان نیست". ارد بزرگ

"همة چيزي كه در اين زندگي لازم داريد بي خبري و اعتماد به نفس است و موفقيت حتمي است". مارك تواين

"
موفقيت توانايي رفتن از شكستي به شكست ديگر بدون از دست دادن شور و حرارت است "  . وينستون چرچيل

"
زنان به خوبي مردان ميتوانند اسرار را حفظ كنند ولي به يكديگر مي گويند تا در حفظ آن شريك باشند "  . داستايوفسكي

"
خدا ازاديرا بكساني كه در جستجوي آن هستند مي دهد "  .  وبستر

"
ما چقدر دير متوجه مي شويم كه زندگي وحيات يعني همان دقايقو ساعاتي كه با كمال شتابزدگي و بي رحمي انتظار گذشتن آنرا داشته ايم "  . ديل كارنگي

"
ستایش ، هنگام نو رُستن را "  . ارد بزرگ

"
آنكسي كه از رنج زندگي بترسد ، از ترس در رنج خواهد بود "  . چيني

"
وقتي نانوا نان را با دقت و وسواس مي پزد و به دست مشتري ميدهد ، خدا با او در كنار تنور ايستاده است "  . كريستيان بوبن

 "
اگر قرار است براي چيزي زندگي خود را خرج كنيم ، بهتر آن است كه آنرا خرج لطافت يك لبخند و يا نوازشي عاشقانه كنيم "  . شكسپير

"
استعداد در فضاي آرام رشد ميكند و شخصيت در جريان كامل زندگي "  . گوته

"
نیایش ها همان گونه پاسخ می یابند که پرسیده شده اند "  . رام تیرت

"
اگر به دنبال بهبود روابطتان هستید، باید بدانید که انتظار یاری از طرف دیگر ارتباط ، بیهوده است. بهبود باید از شما نشأت گیرد ؛ شما می توانید با برقراری ارتباط با همه ویژگی هایی که در وجودتان هست حرکت را آغاز کنید. احساس در ماندگی ناشی از آن است که بین خود و خدا فاصله حس می کنید. به یاد آوردن این نکته که ما همگی یکی هستیم، در حقیقت به منزله بیدار کردن خداوند درونمان است "  . دبی فورد

"
درختان بارور خم مي شوند و مردان بزرگ متواضع ميگردند، اما شاخه هاي خشک و مردم نادان مي شکنند وخم نمي شوند "  . ضرب المثل سانسکريت

"
زندگی به تناسب شهامت آدمی گسترش یا فروکش می‌یابد "  . آنین نین

"
برای کشتی‌ای که عازم هیچ بندری نیست، باد موافق معنا ندارد "  .  میشل دومنتی

"
موانع چیزهای وحشتناکی هستند که هرگاه شما چشم‌هایتان را از هدف دور نگاه می‌‌دارید، آن‌ها را می‌بینید "  . هامیلتون مابی

"
نرمدلی و نرمش منش آدمی است و سنگدلی و سختسری منش اهریمن "  . ارد بزرگ

"
به ياد داشته باش که امروز طلوع ديگري ندارد "  . دانته

"
حتي آنگاه که بدون اميد زندگي مي کنيم هم آرزوهايي داريم "  . دانته

"
بهشت نيز در تنهايي ديدني نيست "  . دانته

"
چيزي عوض نمي شود ماييم که دگرگون مي شويم "  . هنري ديويد تورو

"
مهم نيست اگر زمين بخوريد ، مهم دوباره برخاستن است "  . وينسنت لمباردي

"
با زبان خوش و ملاطفت ، مي توانيد فيلي را با يک تار مو به دنبال خود بکشانيد "  . امثال الحکم

"
آنانکه تیشه به ریشه بزرگان و ریش سفیدان می زنند خود و فرزندانشان را بی پناه خواهند ساخت "  . ارد بزرگ

"
هيچ وقت به گمان اينكه وقت داريد ننشينيد ، زيرا در عمل خواهيد ديد كه هميشه وقت كم و كوتاه است "  . فرانكلين

"
هرچه اکنون هستیم محصول افکاری است که سابقا داشته ایم و حالا داریم "  . پاستور

"
جوانی نیز مانند پاک ترین و بهترین عشقها سرانجامی ندارد "  . گوته

"
مشکلی که خوب تشریح و حلاجی شده باشد نصفش حل شده است "  . چارلز  کیترنیک

"
تنها بدان خدايي ايمان دارم كه رقص بداند "  . فردریش نیچه

"
درون ما با تمام جزئیات ، از نگاه تیزبین اهل خرد پنهان نیست "  . ارد بزرگ

"
خود رایی و خودبینی ، همه کام و مراد خود طلبیدن و دیگران را نامراد و خوار و زبون خواستن ، راه اهرمن ، و دل به بهی و نیکی سپردن راه یزدان است "  .  بزرگمهر

"
چه حقير است و کوچک ، زندگی آنکه دستانش را ميان ديده و دنيا قرار داده و هيچ نمی بيند جز خطوط باريک دستانش. در خانه نادانی ، آينه ای نيست که روح خود را در آن به تماشا بنشيند "  . جبران خلیل جبران

" مردان آفريننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان " . رومن رولان

" حقیقت سرچشمه ایست که علی الدوام جاریست و سرزمین افکار را سیراب می کند و هیچوقت بر نمی گردد ، زیرا اگر آب چشمه به عقب برگردد مردابی کثیف می شود "  .  میلتون

"
ساده باش ، آهوی دشت زندگی ، خیلی زود با نیرنگ می میرد  "  .   ارد بزرگ

"
تنها با اشخاص موافق معاشرت كنيم,چرا كه كسي به مخالف احتياج ندارد "  .  ميوست

"
پیوسته باید مواظب سه چیز باشیم . وقتی تنها هستیم مواظب افکار خود ، وقتی با خانواده هستیم مراقب اخلاق خود و وقتی که در جامعه می باشیم مواظب زبان خود  "  .  مادام داستال

"
اگر می خواهید صلح را حفظ کنید با داشتن برتری و مزایا حاضر به پیکار باشید این نکته در کتابهای بسیاری به کار رفته ولی در عمل هنوز ناشناخته و مجهول است "  .   کوندیلاک

"
کسی که خرد ندارد همواره از کرده های خویش پشیمان و در رنج است  "  .  فردوسی خردمند

"
اشخاص موفق از عمل باز نمي ايستند. اشتباه مي كنند، اما دست نمي كشند "  .  كنراد هيلتون

"
آبادي يك كشور ار روي نسبت آزاديش سنجيده ميشود نه از روي حاصلخيزيش  "  .  مونتسكيو

"
جشن های بزرگ انگیزه افزایش باروری و پویایی آدمیان می شود  "  .  ارد بزرگ

"
اگر از انسان آرزو و خواب گرفته شود ، بیچاره ترین موجود روی زمین است "  .  کانت

"
اگر کمتر به غیر ممکن عقیده مند باشیم خیلی کارها خواهیم کرد "  .  مال اشربر

"
خاموش باشیم، زیرا آنگاه است که صدای نجوای خدا را خواهیم شنید "  .  رلف والدو اوسن

"
تنبیه در هنگام خشم ، اصلاح نیست بلکه انتقام است  "  .  مونت نین

"
تا از قلب دشواریها گذر نکنی هرگز توان و قدرت نیابی "  . کولین مک کارتی

"
دیوان که فرمانروا و دست دراز شدند سخن از نیکی را هم  باید مانند راز گفت  "  . فردوسی خردمند

"
مردی نه اینستکه حمله آورد ، بلکه مردی آنستکه در وقت خشم خود را بر جای بدارد و پای از حد انصاف بیرون ننهد  "  . سعدی

"
كاميابي تنها در اين است كه بتواني زندگي را به شبوه خود سپري كني "  . كرستوفر مورلي

"
کسیکه فقط یک دین را می شناسد دین دار نیست "  . ماکس مولر

"
برای آنکه تاریخ تا ابد دروغ باشد کافی است که یک نفر حقایق را کتمان کند "  . میشله

"
کار ، بهترین تسکین دهنده ، افکار پریشان ، و غم است "  . ارد بزرگ

"
آزادی متعلق به يک نفر نيست ، مال همه است "  . اسپنسر

"
هر کس مرتکب اشتباهی شده ، اکتشافی هم نکرده است "  . گاليله

"
با ديگران آنگونه رفتار کن که ميخواهی با تو رفتار شود "  . براون

"
لبخند، حتی زمانيکه بر لبان يک مرده می نشيند ، بازهم زيباست "  . کريستيان بوبن

"
جنبش تساوی خواهی زنان موجب می شود زن از زنانه ترين غرايز خود دور مي شود "  . فردریش نیچه

"
هر شکست لااقل این فایده را دارد که انسان یکی از راههایی را که به شکست خوردن منتهی می شود را می شناسد "  . لاورنس

 "
اگر جانبازی جوانان ایران نباشد نیروی دهها نادر هم به جای نخواهد رسید "  . نادر شاه افشار

"
همیشه کسانی از زندگی شکایت می کنند که چیزهای غیر ممکن خواسته اند . رنان

"
اگر می خواهی دوستیت پا برجا بماند هیچ گاه با دوستت شریک مشو "  . ارد بزرگ

"
زندگی بازیچۀ دست اقبال نیست ، بلکه فرصت عظیمی است که باید از ان استفاده کرد و مغتنمش شمرد "  . مارون

"
بشریت آنقدر که از فکر حوادث ناراحت می شود ، از خود آن حوادث زحمت نمی بیند "  . مونتی

"
هنگامی که سیبی را با دندانهای خود له می کنی در قلب خویش به آن بگو :دانه ها و ذرات تو در کالبد من به زندگی ادامه خواهند داد. شکوفه هایی که باید از دانه هایی تو سر زند ، فردا در قلب من شکوفا می شود .عطر دل انگیز تو ، توام با نفسهای گرم من به عالم بالا صعود خواهد کرد و من و تو در تمام فصلها شاد و خرم خواهیم بود "  . جبران خلیل جبران

"
رایزنی که کار ، اجرایی می کند ، قابل اعتماد نیست "  . ارد بزرگ

"
به هر اندازه که زن آرام و مطیع و با عصمت و با عفت است ، به همان اندازۀ قدرت فرمانروایی او شدیدتر و استوارتر است "  .  میشله

"
در روز عشاق براي دوستت كارتي بفرست و روي آن بنويس :  از طرف كسيكه فكر ميكند تو بينظيري "  . براون

"
عشق ما را ميكشد تا دوباره حياتمان ببخشد "  . بوبن

"
مردان آفريننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان "  . رومن رولان

"
هنگامه شادمانه سرودن  و بنواختن ، چه زود گذر و کوتاه است "  . ارد بزرگ

"
برای اراضی کشورم هیچ وقت گفتگو نمی کنم بلکه آن را با قدرت فرزندان کشورم به دست می آورم  "  . نادر شاه افشار

"
نجیب زادگی بدون تقوی همچون قاب انگشتری زیباست که نگین جواهر نداشته باشد "  . جین پورتر

"
خالق بزرگ خلاقیت به ما اعطا کرده است. پیشکش ما نیز به او به کار بردن آن خلاقیت است "  . جولیا کامرون

"
حوادث مشهور دوران گذشتۀ جهان را مروری بکنید ، تا شما هم مثل من این حقیقت را بپذیرید که بزرگترین جنایات همه با کوچکترین دستها انجام گرفته است "  . آگارادو

"
پشتیبانی از داشته دیگران ، پشتیبانی از داشته خود ماست "  . ارد بزرگ

اينم دوميش !!!!

يك پسر در حمام


1ـ همون طور كه رو تخت نشسته ؟ لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق .
2ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم .
3ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ؟ فيگور راست؟ نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره؟(اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه !!!!!!!!!
4ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز؟ آبي؟ بنفش !!!!!!!!!!
5ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره .
6ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون . 
7ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره .
8ـ نرم كننده مو ؟؟؟ برو بابا !!
9ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده ؟ آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش!!!!
10ـ چاه حموم رو هدف گيري ميكنه و ميشاشه توش (شرمنده جمله از اين قشنگ تر گيرم نيومد ! ) .
11ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه ) .
12ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق .
13ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ؟ دقيقه اي لباس مي پوشه .

دو تا پست خنده دار اين اوليش :

يك دختر در حمام


ساعت ؟ بعد از ظهر
1ـ لباساشو رو درمياره؟ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره .
2ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه؟ جلوي آيينه مي ايسته. شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش .
3ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت؟مو؟ بدن؟كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان !!!!!!!!!!!!!!!
4ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده؟ پرپشت كننده؟ براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده.....
5ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره !!!!!!
6ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ؟؟ ميشماره
7ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه .
8ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آى
9ـ موهاش رو حسابي مي چلونه؟ حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده؟ احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته  !!!!!
10ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده
11ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت
12ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه .......
13- چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه
14ـ 90 دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه

ادامه بازم با غزلي از حافظ شيرازى

اگر آن ترک شيرازی به دست آرد دل ما را                  به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را

بده  ساقی می باقی که در جنت نخواهی يافت             کنار آب  رکن  آباد و  گلگشت    مصلا را

فغان کاين لوليان شوخ شيرين کار شهرآشوب          چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان يغما را

ز عشق ناتمام ما جمال يار مستغنی است         به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زيبا را

من از آن حسن روزافزون که يوسف داشت دانستم       که عشق از پرده عصمت برون آرد زليخا را

اگر دشنام فرمايی و گر نفرين دعا گويم                            جواب تلخ می‌زيبد لب لعل شکرخا را

نصيحت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند                        جوانان سعادتمند پند پير دانا را

حديث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو         که کس نگشود و نگشايد به حکمت اين معما را

غزل گفتی و در سفتی بيا و خوش بخوان حافظ                 که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثريا را

شروع كار وبلاگ با يك غزل از استاد غزليات

ای  شاهد قدسی که کشد بند نقابت          و ای مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت

 خوابم بشد از ديده در اين فکر جگرسوز          کاغوش که شد منزل آسايش و خوابت

 درويش  نمی‌ پرسی و ترسم که نباشد          ا نديشه  آمرزش و پروای ثوا بت

راه دل عشاق زد آن چشم خماری            پيداست  از اين شيوه که مست است شرابت

تيری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفت          تا باز چه انديشه کند رأى صوابت

 هر ناله و فرياد که کردم نشنيدی             پيداست  نگارا که بلند است جنابت

دور است سر آب از اين باديه هش دار             تا غول بيابان نفريبد به سرابت

تا در ره پيری به چه آيين روی ای دل             باری  به غلط صرف شد ايام شبابت

 ای قصر دل افروز که منزلگه انسی            يا رب مکناد آفت ايام خرابت

 حافظ  نه غلاميست که از خواجه گريزد          صلحی کن و بازآ که خرابم ز عتابت