شعر هايي از فروغ فرخزاد

سلام با عرض شرمندگي . يه مدت سرم شلوغ بود كمتر آپ ميكردم . يا از اين و اون ميدزديدم كه كم نيارم . اما دوباره كارم رو شروع كردم . اميدارم خوشتون بياد . نظر يادتون نره .


رفته است و مهرش از دلم نميرود                                 اي ستاره ها چه شد كه او مرا نخواست؟

اي ستاره ها اي ستاره ها اي ستاره ها                        پس ديار عاشقان جاودان كجاست؟


از من است اين غم كه بر جان من است                        ديگر اين خودكرده را تدبير نيست

پاي در زنجير مي نالم كه هيچ                                     الفتم با حلقه ي زنجير نيست


همزباني نيست تا برگويمش                                 راز اين اندوه وحشتبار خويش

بي گمان هرگز كسي چون من نكرد                        خويشتن را مايه ي آزار خويش


اينها شعرهاي كاملش نبودن . فقط تكه هايي از شعراش كه به نظرم قشنگتر بودن رو گذاشتم . يادم نمياد كه تو مدت ۱۵ سالي كه تو دبستان و دبيرستان و دانشگاه ادبيات پاس كردم ۲ تا شعر از شعرهاي قشنگ فروغ رو خونده باشم . در حالي كه كلي اراجيف از يه عده ديگه به خورد ما دادن !

خاطره

سلام دوستان

دیروز داشتم تو پارک قدم میزدم که ییهو دیدم یه پسله دنبال یه دخمل خوشگل راه افتاده

به خودم گفتم دنبالشون برم حرفهاشون رو گوش بدم (بعضی وخت ها آدم حس فضولیش گل میکنه) میدونستم جوک میشه و آخرش من کلی میخندم حالا حرفها و عکس العمل هاشون رو مو به مو مینویسم شما هم حال کنید !

پسر : مینا وایسا ۲ مین کارت دارم ! (کلاس رو حال کردین؟)

مینا : بهزاد بده ما رو با هم میبینن ها . بعدا خبرش به پاپا و مامیم میرسه خوفیت نداره (دروغ میگفت ها )

بهزاد : خوب بیا بریم یه جای خلوت که کسی نباشه با هم حرف بزنیم ! (کثافت رو میبینی عجب نامرده )

مینا : دیگه چی ؟ چیز دیگه ای نمیخای ؟

بهزاد : به خدا مینا منظورم این نبود ! تو همه چی رو بد برداشت میکنی . مثل همین قضیه . مينا زود قضاوت نكن . به خدا دوست دارم . ببين چه جوري دنبالت راه افتادم ‌؟ هر كي ديگه بود ها محل سگ بهش نميزاشتم !

مينا : بي ادب . كسى مجبورت نكرده دنبال من راه بياى .

بهزاد : چرا مجبورم . چون دوست دارم . تو هم هميشه از اين نقطه ضعف من سوء استفاده ميكنى .يه بار شد تو هم من رو دوست داشته باشى و من رو درك كنى ؟

مينا : وقتى تو غير از من با 10 تا دخمل ديگه رابطه دارى چطور انتظار دارى حرفهات باورم شه؟ ها ؟

بهزاد : به خدا اشتباه ميكني عزيزم ! من اگه با 10 تا ديگه رابطه داشته باشم چرا الان بايد دنبال تو راه بيفتم  ؟ مينا كوتاه بيا . جون من . به خدا اون دختره كه تو شمارش رو ديدى همكلاسيمه . اصلا نميدونم شماره م رو از كي گرفته . اصلا ميخاي الان جلوي خودت باهاش حرف بزنم باورت بشه ؟

مينا : نخيرم ! لازم نكرده .

بهزاد : پس چيكار كنم باورت بشه ؟ خداااااااااااا ............ عجب گيري كردم من . مينا اينقده من رو اذيت نكن . خدا هم فردا از دستت شاكي ميشه ها ميگه به بنده ش ظلم روا داشتي !

مينا : خوبه خوبه . نه كه بنده ش خيلي پاك و نجيب بوده ! (واي منظورش انجام اعمال متفرقه بود ها)

بهزاد : مينا ديگه طاقت اخم هات رو ندارو . تو رو خدا بخند . هر كاري بگي ميكنم تو فقط بخند

مينا : به يه شرط !

بهزاد : جون بخواه ! نگفته قبول

مينا : فردا منم باهات ميام سر كلاس . من رو به همه ي دوستات معرفي ميكني ! قبول داري يا نه؟

بهزاد : (بايد تو اين صحنه خودتون بودين و ميديدين كه پسره چه حالي شده بود ).

مينا : چي شد ؟ مگه نگفتي قبوله ؟

بهزاد : ( بهزاد تو فكر فرار از اين وضعيت – شوكه – عصبي – گيج – حالات بهزاد رو توصيف كردم ! ) مطمئني واسه خودت بد نميشه ؟ اگه كسي اونجا تو رو با من ببينه به پاپا و مامانت نميگن ؟

مينا : تو به اونجاش فكر نكن .

بهزاد :‌باشه هر طور راحتي .  من واسه خودت گفتم وگر نه من كه چيزي ندارم واسه پنهون كردن !حالا آشتي ؟

مينا : آره

بهزاد : اينجوري نه . يه جوري كه منم باورم بشه !

مينا : الان حوصله ش رو ندارم بهزاد .تازه ماه رمضونه . منم روزه هستم !

بهزاد : خوب منم روزه هستم . يادت رفته ؟ ما قراره با هم ازدواج كنيم ؟ من و تو خيلي وقته به هم محرميم ! بيا ديگه ! ( من اونجا آماده بودم تا در صورت مشاهده ي هر گونه عمل منافي عفت كميته رو خبر كنم !)

اين صحنه رو بايد از ديدگاه ناظر شوم (خودم) واستون تعريف كنم چون تا مدتي بين اونها هيچ حرفي رد و بدل نشد هر چي بود عمل بود !

ناگهان مينا خانم با يه حركت فرز و چابك خودش رو به كنار آقا بهزاد رسوند! در يك چشم بهم زدن بهزاد سرش رو گذاشت رو پاهاي مينا . مينا هم هي با موهاي سرش بازي ميكرد و سرش رو نوازش ميكرد.

بهزاد : مينا من اينقدر خوشم مياد وقتي تو موهاي سرم رو نوازش ميكني . يه حس عجيبي بهم دست ميده . آروم ميشم !

مينا : بهزا تو چقدر من رو دوست داري؟

بهزاد : سوالهاي سخت ميپرسي مينا . نميتونم حساب كنم كه تو رو چقدر دوست دارم . مينا قول بده كه هميشه با من ميموني؟

مينا : قول

بهزاد : بگو دوستم داري؟

مينا : دوستت دارم بهزاد !

در اين لحظه بهزاد بلند شد و لبش رو محكم به لب مينا دوخت ! منم كه ديدم دو تا كبوتر عاشق با هم اختلاط ميكنن به كميته نگفتم . نامردي ميشد . اونها كه راضي بودن . به من ربطي نداشت لطفا من رو سرزنش نكنيد !در كل به جز همين بوسه ي عاشقانه عمل منافي عفت ديگه اي مشاهده نشد !

بعد هم بهزاد دست مينا رو گرفت و با هم راه افتادن و همه چي به خوبي و خوشي تموم شد !

اميدوارم خوشتون اومده باشه . نظر يادتون نره                                     با احترامات نامي

 

 

اطلاعیه

با سلام

اینجانب نامی اعلام میکنم که کلیه ی مطالبی که در پایان آنها منبع ذکر شده دزدی بوده و من هیچ مسئولیتی در قبال محتوای مطالب بر عهده نمیگیرم

نظر یادتون نره

اینم سرقت ادبی جدید

ترکه میره زمین فوتبال وسط موج مکزیکی غرق میشه!


سوال کنکور۸۸:

۱ـ چرا فرزندان یوزارسیف زود متولد شدند؟

2- همسر یوزارسیف از خانه ی پدر حامله بوده

3- یوزارسیف قبلا با او رابطه داشته

4- تخم یوزارسیف لوبیای سحرآمیز بوده است

لطفا پاسخ صحیح را به برنامه  ۹۰ ارسال نمایید

ترکه میره تو هواپیما ...

به مهماندار هواپیما میگه:ببخشید شیر کجاس؟

مهماندار هواپیما سینه هاشو میاره بیرون و میگه: بفرما

ترکه میزنه تو سرش و میگه:کاش شاش میخواستم


ندای حق به یوسف زلیخا تازه تعمیر است

تخته گاز نرو


به ترکه میگن با خرچنگ جمله بساز

میگه:کره خر*چنگ نزن


یه روز یه استادی تو دانشگاه ازاد خیلی بی ادب بوده ...به همین دلیل

دخترای کلاس تصمیم میگیرند که اگه یه بار دیگه استادشون بی ادبی کنه

برن از کلاس بیرون...یه روز استاد وارد کلاس میشه و میگه:میدونستید تموم

 جنده ها در هند به سر میبرن؟

دخترا بلند میشن که از کلاس برن بیرون که یکدفعه استادشون میگه:کجا

میرین؟ پرواز تهران ـ هند فرداست


ترکه از کنار جن رد میشه.

جنه میگه: بسم ا... این دیگه کی بود!


کلیه ی مطالب دزدیده شده متعلق به وبلاگ خانم کیانا میباشد : http://qwe3.blogfa.com/

داستان طنز

روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:


گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم

ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه  !!

 

 

این مطلب رو هم همین الان از این وبلاگ دزدیدم : http://2khtaraneatash.blogfa.com/

شرمنده

جدیدا چون خودم سرم شلوغه هی راه به راه میرم دزدیه مطلب!

تست افسردگی

سلام دوستای گلم!

من قدرت اینو دارم که با پرسیدن یه سوال تشخیص بدم شما افسرده اید یا نه؟

 

سوال:

آیا شما افرسده اید؟

۱) بله

۲)خیر

 

نتیجه!

اگر جواب گزینه ۱ است باید بگویم بله متاسفانه شما افسرده هستید!

و اگر جواب شما گزینه ۲ است ! باید بگم شما عادی هستید!

این مطلب رو همین الان از یه وبلاگ دیگه دزدیدم !

اینم آدرسش : http://znasehi.blogfa.com

سلام دوستان

سلام

امروز پروژه ی بتای سایت تموم شد و ما آپش کردیم

میتونید برید و اونو اینجا نیگا کنید ....

www.atroo.com

www.atroo.org

www.atroo.net

راستی رفتید و به سایت سر زدید حتما اونجا هم نظر یادتون نره

 

بابای

احساسات

به شانه ام میزنی که تنهاییم را تکانده باشی ؟

                                                              به چه دل خوش کرده ای ؟

                                                      نکاندن برف از شانه ی آدم برفی ؟!!!!